علمــــــــــــــدار

شهـــــدا پرواز کــــــردند بیاییم پریدن را تمرین کنیم

علمــــــــــــــدار

شهـــــدا پرواز کــــــردند بیاییم پریدن را تمرین کنیم

نعمت بزرگ...

پدری روبروی پسرش قرار گرفت و دست روی شانه اش گذاشت و گفت : پسرم! من قوی ترم یا تو؟

پسر با قاطعیت گفت : من.

پدر دوباره سوالش را تکرار کرد و پسر دوباره همان جواب داد.پدر ناراحت شد و از پسر فاصله گرفت و چند قدم که دور تر شد دوباره از پسر پرسید : من قوی ترم یا تو؟

پسر به دور و برش نگاهی انداخت و گفت: تو پدر جان.

پدر پرسید: چه شد که دو بار اول گفتی من؟

پسر جواب داد:آخه پدر جان ، اون موقع دست شما بر روی دوشم بود و می دانستم از گزند دنیا در امانم ولی حلا که دستت را از روی شانه ام برداشته ای ،نه.

پدر و مادر از چیز هایی تست که وقتی از دستشون میدیم میفهمیم چی رو از دست دادیم.

  • سید مجتبی علمدار

نظرات  (۲)

فرصت را از دست ندهید!!!

تبلیغات رایگان به مدت یک سال! + طراحی بنر تبلیغاتی + طراحی لوگو 


aims February 15, 2008 Sorry to shock you darling – but Sam is definately not wrong…I do enjoy the breeze through the treeless forest so2sm&30;.:)(#wi8mers have known this for a long time)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی